محدسه موحد

محدسه موحد
متولد : 1367 | تهران
www.mohadesemovahed.com
.
.
.
.
.
.

اگر سروی دیدی …

آن چه می گذرد، چگونه، از کجا و بر چه کسانی می گذرد؟ آیا به طور کلی چیزی در این دنیا می گذرد؟ آیا «تاریخ» روایتی از گذار است؟ «تاریخ» که واژه ای بزرگ و مفهومی با معانی بسیار گسترده ست اگر از این واژه هم بگذریم، آیا امکان عبور از گذشته را داریم؟ «گذشته» آیا تضمینی بر گذر است؟ به بیانی ساده تر آیا ما از اتفاقاتی که در «گذشته» افتاده اند، گذر کرده ایم؟ اگر گذرِ زمان به معنای گذِر وقایع است، اگر وقایع گذر می کنند، اگر گذشتِ زمان به معنای گذارِ واقعیت هاست، آیا این گذار یک سویه ست؟ و بازگشتی در کار نیست؟ اگر همه چیز می گذرد، پس به کجا می رود؟ به زیر می خزد یا پا به روی شانه ها و سرِ ما می گذارد یا کناری می ایستد و سایه اش را بر همه جا می اندازد؟ اگر تلخی و رنجِ زندگی دیگران فقط برای آن هاست و تازه آن هم می گذرد، پس این سنگینی از کجا می آید؟ این وزنی که قواره اش بارها از پیکر ما حجیم تر ست، کی و کجا بر ما نشسته؟ اگر پیکر ما همین است که امروز و این لحظه در آن جا خوش کرده ایم، پس این پیکره های دیگر کیستند و از کجا می آیند که هر روز سنگین تر و عمیق تر بر پیکرمان می نشینند و با هیبت های استوارشان وزنِ تمامی این پرسش ها را از گذشته و اکنون برپیکرهایمان می کشانند. پیکره هایی از استخوان، از گوشت و پوست، پیکره هایی که آن قدر ایستاده یا دراز شده اند، آن قدر آفتاب و تاریکی برآن ها تاخته ست که خشک شده اند، پیکره هایی از چوب، پیکره هایی از درخت، پیکره هایی کشیده و تکیده چون سرو. سروهایی که نمی گذرند، سروهایی که ایستاده یا دراز شده، معبرهای گذر را مسدود کرده اند، سروهایی که لای چرخ دنده های زمان فرو رفته و با سنگینی شان همه چیز را ایستا کرده اند. سروهایی که آن قدر در معبرها ایستاده اند که حافظ و حافظه ی زمان شده اند و گاه گاه زمان نیز حسابِ گذر خود را از آن ها می گیرد. هرجا که بیافتند گذرگاهی مسدود می شود و هر کس که بیاندازدشان ناگزیر در معبری دیگر و به زیر سروی دیگر لهیده می شود. وزنِ سروهای افتاده اما تنها بر پیکرِ یک تن نمی نشیند، که نقطه ی ثقلش در جسم تمامی ماست پس سنگینی اش برجانمان نشسته، حجم معبرها را بسته و گذر را ناممکن می کند. شاید از این روست که عده ای با خیالی رندانه، همواره تلاش می کنند که با نادیده گرفتنِ این پیکرهای حجیم، تن های افتاده را پلی کنند برای عبور و مرور، قدم زدن و گذرِ خود از معبرها؛ اگر وزن ها بگذارند، اگر سروی به زیر نکشدشان، اگر زیرِ پا، روبرو، پشتِ سر و بالاسرشان را نبینند و اصلن اگر سروی نبینند. اگر نبینند، اگر نبینیمشان، و اگر سروِ ایستاده ی دیگری در گذرگاه بعدی به انتظارشان نباشد که بپرسد: «گذر آیا ممکن است؟».

هنرمند بعدی
علیرضا جوادی
هنرمند قبلی
نوگل مظلومی
فهرست